حاج ملا هادي السبزواري
62
شرح مثنوى
ناگزير : ناچار ، كه به عربى « لا بُدٌّ منه » گويند . و فى القدسى : يا مُوسى اَنَا بُدُّكَ اللَّازِمُ ( 1 ) ( ( 523 ) ) صد چو عالم در نظر پيدا كند * چون كه چشمت را به خود بينا كند ن 26 12 - ك 13 17 صد چو عالم : از عوالم طوليهء شهاديه و غيبيه از مراتب ملكوت اسفل كه عوام جابرصا و جابلقا و هورقليا و ملكوت اعلى از نفوس كليهء سماويه و نفوس كليهء الهيه ارضيه و از مراتب جبروت كه طبقات عقول كليه طوليه و عرضيّه است و از عوالم سلسلهء عرضيه زمانيه كه آناً فآناً عالمى جديد احداث مىفرمايد ، * ( أَ فَعَيِينا بِالْخَلْقِ اَلأَوَّلِ بَلْ هُمْ فِي لَبْسٍ مِنْ خَلْقٍ جَدِيدٍ . 50 : 15 ( 2 ) عارفان در دمى دو عيد كنند عنكبوتان مگس قديد كنند پس اين همه عوالم را به دمى دفعةً واحدةً سرمدية ايجاد فرمايد ، * ( يَقُولُ كُنْ فَيَكُونُ 6 : 73 ( 3 ) آفتاب وجود كرد اشراق نور او سر بسر گرفت آفاق چون كه چشمت را به خود بينا كند : « ففيك انطوى العالم الاكبر » . آدمى چون خود شناس و خدا شناس شود و حقايق اشيا را بشناسد ، در خود صور عوالم را ببيند . * ( لا رَطْبٍ وَلا يابِسٍ إِلَّا فِي كِتابٍ مُبِينٍ 6 : 59 ( 4 ) صورت هر شيئى مرتبه به نحو جزييت ، اما اصفى و اتم و ابقى از آن چه در عالم طبيعت است ، در عالم مثال مقيد او باشد . و باز صورت هر شيئى به نحو كليت عقل و حقيقت مشامله رقايق جزييه براى داناى مطالب ما هو و هل هو و لم هوى اشياء مرتبه ديگر در عقل تفصيلى او كه قلب معنوى است باشد و باز مرتبهء ديگر حقيقت هر شيئى به نحو وحدت و بساطت و احاطت و اتميّت از آن مراتب در عقل اجمالى او كه روح است باشد ، كه عقل تفصيلى ظلّ عقل اجمالى است * ( كِتابٌ أُحْكِمَتْ آياتُه ثُمَّ فُصِّلَتْ 11 : 1 . ( 5 ) اول مظهر و احديت حق و ثانى مظهر احديت است ، و شيئيت شيئى به صورت است ، و حكماء الهيين فرمودهاند : الحكمة صيرورة الإنسان عالماً عقلياً مضاهياً للعالم العينى فى صورته و مراد به صورت ، ما به الشيء بالفعل باشد كه شامل عالم معنى هم باشد . ( ( 524 ) ) گر جهان پيشت بزرگ و بىبُنى است * پيش قدرت ذرهاى مىدان كه نيست ن 26 13 - ك 13 18 بىبنى است : بن مقابل سر . چنان كه شيخ عطار مىفرمايد : چون نه سر پيداست وصفش را نه بن نيست لايق بيش از اين گفتن سخن و جهان وصف اوست و سر تا پا شرح ذات و صفات او است : مَن حَدَّه فَقَد عَدَّه وَمَن عَدَّه فَقَد ثَنّاه
--> ( 1 ) منبع يافت نشد . . ( 2 ) قرآن كريم ، سورهء ق ، آيهء 15 . ( 3 ) قرآن كريم ، سورهء انعام ، آيهء 73 . ( 4 ) قرآن كريم ، سورهء انعام ، آيهء 59 . ( 5 ) قرآن كريم ، سورهء هود ، آيهء 1 .